خدمت بر یک آستان,
سالیان پیش در تذکرةالاولیا خوانده بودم که مادر بایزید از او آب خواست و چون بیاورد، دید که مادر خوابیده است. تا صبح بیدار ماند تا مبادا مادر بیدار شود اما آب نباشد:
یک شب والده از من آب خواست. برفتم تا آب آورم، در کوزه آب نبود...
ادامه را بخوانید...
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
نامهای به حسامالدین
امروز میخواهم به تو نامه بنویسم و نامهام زودتر از من به تو میرسد، به نامهام حسودی میکنم!!!
آینهام مات شد و من درون آن را بیرون ریختم و به جای آن عکس حسامالدینم را گذاشتم تا به جای زمان او را ببینم.
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
... و اینک انباشت, اخلاق,
این سال 570 میلادی است روز بختیاری انسان! روزی که فرزندی به دنیا می آید که در رحم مادر شش ماهه بود که پدر را از دست داد و چون پای به عرصه خاک نهاد هنوز شش ساله نشده بود مادر را نیز از دست داد و او در یک دوره شش ماهه پدر و در یک دوره شش ساله مادر را از دست داد. البته هنوز معلومش نبود که در میان عرب چه جایگاهی خواهد داشت ....
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث زارعیپور